شاعرانه/ همیشه عشق به جرم نکرده می سوزد

 

همیشه عشق به جرم نکرده می سوزد

 

 

همیشه منظر دریا و کوه-روح افزاست
و منظر تو-تلاقی کوه با دریاست

نفس ز عمق تو و قله تو می گیرم
به هرکجا که تو باشی-هوای من آنجاست

دقایقی است تو را با من و مرا با تو
نگاه ثانیه ها مات بر دقایق ماست

من و تو آینه ی روبروی هم شده ایم
چقدر این همه با هم یکی شدن زیباست

خوشا به سینه تو سرنهادن و خواندن
که همدلی چو من-آنجا گرفته و تنهاست

بدون واسطه همواره دیدمت، آری:
درون آینه ی روح، جسم ناپیداست

همیشه عشق به جرم نکرده می سوزد
نصیب ما هم از این پس لهیب تهمت هاست

بیا ولی که بخوانیم بی هراس-از هم
که همسرایی مرغان عشق بی پرواست

 

محمد علی بهمنی

 

 

1+
اشتراک گذاری

مطالب مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *